بی همتا
بی همتا
تاریخ رو که ورق زدم بغض هزارساله شکست هَلاکتم! پیله شکسته اما شب پره توی خوابه وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد تا وقتی که در باز میشه لحظه دیدار میرسه هر چی که جاده اس رو زمین به سینه ی من میرسه اه - ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی که می خوام میرسم وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم گلهای خواب آلودمو واسه کی بیدار بکنم دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی که می خوام میرسم عزیز ترین سوغاتی غبار پیراهنتو عمر دوباره ی منه دیدن و بوءیدن تو نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس میخوام ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی که می خوام میرسم ***** بی همتا ***** اگه از پرنده پروازو بگیرن چی میمونه ؟؟؟؟ اگه از مستای شب خوندن آواز رو بگیرن چی میمونه ؟؟؟؟؟ اگه از هرچی صداست زمزمه ای ساز , و بگیرن چی میمونه ؟؟؟؟؟ کی میدونه ؟؟ چی میمونه ؟؟ کی میتونه که ندونه ؟؟ من میدونم من میتونم واسه این که میخونم پای پروانه پر از بوی گله توی دست باد چه الاله پره گلدون عتیقت اونجا کنج حیات اما توش یه عالمه نئش گل پره فصل گل جشن پرنده فصل عطرای نرمنده نرگسی گل نه سر سبزه رو لبهاش حجله ی غمه رو لبهاش حجله ی خنده واسه من شوق نموندن اونقده ابرای بلنده واسه ما به هم رسیدن مثل دیوار و کمنده
ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن ای جداغ مهربونی تو شبهای وحشت من ای تبلور حیقت در لحظه های خود شکستن تو منو از شب گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباسشی واسه من یه تکیه گاهی واسه من که خیلی غریبم تو رفیق جون پناهی ناجی عاطفه ای من شعرم از تو جون گرفته رگ خشک بودن من از تو خون گرفته اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه نداره که منو دادی نشونم اگه باشی یا نباسشی واسه من یه تکیه گاهی
از دل خاکستر من جرقه های تازه جست
تاریخ رو که ورق زدم دیدم چه قدر شادی کمه
دیدم بهشت سبز ما گاهی مثه جهنمه
خط و نشون کوروش رو دیدم روی سینه ی سنگ
مناره های جمجمه سلاخی تیمور لنگ
سایه ی اسکندر و مرگ چنگیز و قوم سربدار
دروازه های باز شهر ‚ قاصدک شترسوار
تو مشقای تاریخ ما ‚ هیچ دهه ی نابی نبود
تو تقویمای کهنه مون یه برگ آفتابی نبود
آسمون قصه ی ما همیشه خاکستری بود
حافظ خسته عشق رو تو سایه ی سرنیزه سرود
گاهی ستاره ی غزل از قرق سایه گذشت
اما با اون ستاره هم برگ سیاهی برنگشت
شب دوباره به اسم روز ‚ رو بوم آسمون نشست
همیشه یک نخورده مست ‚ اینه ی خورشید رو شکست
همیشه اول طلوع ‚ خورشید قصه کشته شد
تو این غروب کهنه سال ‚ تاریخ ما نوشته شد
تو مشقای تاریخ ما ‚ هیچ دهه ی نابی نبود
تو تقویمای کهنه مون یه برگ آفتابی نبود
بی سرُ پاتر از تموم خاطرخواهای دروُ ورِت!
یه غربتی ِ آسمونْ جُل
که غروب ِ هر پنجشنبه زنگِ درِخونه تونُ می زنه وُ
نونْ خُشکای کـَپک زده تونُ
با بلورای قشنگ ِ نمک عوض می کنه!
خونه ی شما بالای کاشانک ُ
خونه ی ما پایین ِ قرچک!
اِسما نزدیک ُ رسما دور!
این دل ِ وامونده هم
به همون یه نگاه ِ حلالِ هر هفته خوش ِ وُ
به قصه های با حال ِ ننه جون
که آخرشون هفت شبانه روز عروسی بود!
عروسی ِ پسر ِ گدا
با دخترِ شاپریون!●
تو گفتگوی دریا عطسه ی اضطرابه
صبر اومده ترانه ! نزن رو دست آواز
زخمت از حریم سینه ی من بیاغاز
تو آسمون قصه اون پل رنگ به رنگ نیست
چشمک این ستاره به چشم شب قشنگ نیست
هرجای این ترانه یی حنجره ت رو پنجره کن
تو این سکوت بی حیا شب رو پر از زنجره کن
نبض ستاره مرده ما دیگه سرد سردیم
تو خاطرات کهنه دنبال « من » می گردیم
دریچه های آواز رو به ترانه بسته س
اینه ی دلامون یه اینه ی شکسته س
اما طنین رؤیا هنوز ترانه سازه
هنوز تو این سیاهی چن تا دریچه بازه
هرجای این ترانه یی حنجره ت رو پنجره کن
تو این سکوت بی حیا شب رو پر از زنجره کن
مث ِ گربه های ول گرد، تو خیابونا پلاسه!
با غم ُ غصه رفیقه، خنده ر ُ نمی شناسه!
تخته نرده زنده گی ر ُ همیشه باخته و ُ ساخته!
اما بازم پی ِ برده، فکر ِ جُف شیش ِ یه طاسه!
دل ِ دختر ِ فراری، پر ِ عشقای دو روزه س!
همیشه تو امتحان ِ دلسپرده گی رفوزه س!
قصه های گـُـلُ شمع ُ شنیده، خبر نداره،
خود ِ اون پروانه یی که توی شعله ها می سوزه س!
دخترک ِ در به در ِ محله های بی چراغ!
چشمات ُ نفروش به همه، تو این حراج ِ داغ ِ داغ!
فرار ِ بی مقصد ِ تو علاج ِ دردت نمی شه!
زنده گی فیلم ِ هندی نیست، که خوب تموم شه همیشه!
شهر قصّه پُر ِ گرگه، با کسی شوخی نداره!
تا که چش رو هم بذاری، یهو دخلت ُ میاره!
زنده گی ر ُ زنده گی کن! گریه تنها کارِ ابره!
تو می تونی آسمون ُ بپوشونی با ستاره!
دلت ُبده به امید! باز برو به سمت ِخونه!
اون جا حتما ً یه کسی هست، که غم ِتو ر ُ بدونه!
می دونم که دوس نداری باید ُ نبایدا رُ
امّا پرسه، قدمات ُ به جایی نمی رسونه!
دخترک ِ در به در ِ محله های ِ بی چراغ!
چشمات ُ نفروش به همه، تو این حراج ِ داغ ِ داغ!
فرار ِ بی مقصد ِ تو علاج ِ دردت نمی شه!
زنده گی فیلم ِ هندی نیست، که خوب تموم شه همیشه
bihamta
Design By : Mihantheme |